روی ايوان سفره را می گسترد

(( گرده ای نان می شدم ای کاش ))

آرزوی ماه را نشنید مــــــــــرد

خشک شد

ولی هنوز

بوی خاطرات و گیسوی تو می دهد یار لای دفترم