روزی ما دوباره کبوترهايمان را پيدا خواهيم کرد و مهربانی دست دست زيبايی را

خواهد گرفت، روزی که کمترین سرود بـــوسه است و هر انسان برای انسان برادریست و

خواهریست ،روزی که دیگر درهای خانه شان را می بندند قفل افسانه ای است و قلب

برای زندگی بس است ، روزی که معنــــای هر سخن دوست داشتن است تا تو به خاطر

آخرین حرف به دنبال سخن نگردی .

روزی که تو بیایی و برای همیشه بیایی و مهربانی با زیبایی یکسان

شود .

روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم .

من آن روز را انتظار می کشم حتی روزی که دیگر نباشم ......

احمد شاملو