شب سکوت غريبی را باخود به همراه دارد بوی تنهايی و بويی که تمام آشناها

خود را غريبه می پندارند .

در دل شب رازی است که حتی نقش آن تاریکی در دل آسمان نیز مشخص

است .آن زمان که من از تاريکی و زندگی شکوه می کردم همه آن را نشناخته بودم ولی

وقتی اهنگ رفتن کردی احساس کردم تمام اين سرزمين برايم غريبه است وبا خود مرور

کردم جملاتی که زير لب زمزمه کردی: (( آری صداقت و يک رنگی سال هاست از اين جا

سفر کرده است .))
هادی

به ياد يک دوست - سال ۷۹