ملکا ذکر تو گويم که تو پاکی و خدايی
نروم جز به همان ره که توام راهنمايی
همه درگاه تو جويم ، همه از فضل تو پويم
همه توحيد تو گويم که به توحيد سزايی
تو رحيمی تو حکيمی تو عظيمی تو کريمی
تو نماينده فضلی تو سزاوار ثنايی
نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی
نتوان شبه تو جستن که تو در وهم نيايی
لب و دندان سنايی همه توحيد تو گويد
مگر از آتش دوزخ بودش همه رهايی

و اما بعد از سلام و دوتبريک به خودم با يه تسلیت ،یکی تبریک سال نو و دیگری این که در اولین روز بهار سال ۱۳۸۲ یه سایت ناچیز به راه انداختم برای آشنایی با اعتقادات دیگران وانتقال اعتقادات خودم البته اگر به نظر بقیه پوچ نباشه و نیز به راه انداختن بحث - انتقاد به اجتماع و ذکر مسایل اجتماعی و تاریخی چون خیلی به اون علاقه دارم
و تسلیت به خاطر این که علیرغم زحمت چند روز فهمیدم سواد علمی خودم خوشبختانه بسیار پایین است و نتونستم یه طراحی دیگری به جز قالب های این سایت ایجاد کنم اما به هرحال امیدوارم فرصت کنم در آینده برم و یاد بگیرم
دراولین روز بهاری شاهد بودیم که به عراق حمله شد و قطعا این حمله عاری از خشونت و کشتار جمعی از مردم نیست بهرحال مهم اینه که جمعی از مردم از بین می روند امیدوارم زود زود این جنگ تمام بشه ( انشاءالله)
و اما از تمام دوستام که البته سعی می کنم درمورد راه افتادن این سایت کوچیک که درموردش طرح هایی دارم اطلاع رسانی کردم و خبر (افتتاح )اون را به همه بدم خواهش می کنم برام مطلب بفرستند وانتقاد و پیشنهاد کنند دراین سایت همه نوع مطلب به جز مسایل ضد اخلاقی می نویسم و البته اظهار نظر به رغم تصورات حکومت همیشه جایز است پس دوستانی که من با اون ها همکاری داشتن سعی کنند حتما این رابطه متقابل را زیاد کنند تا از همدیگر چیز یاد بگیریم ...
لازمه بگم روی سلبناز خانم - شیدا خانوم و خواهر گرامیشون - رویا -صدف -شقایق از استرالیا - مژگان -سپهر عزیز و سایر دوستان بیشتر حساب می کنم و از اون ها می خوام اجازه بدهند از نوشته های اون ها در سایت خودم استفاده کنم درایم مورد اگه حساسیتی دارن حتما به من اعلام کنند که کدورتی پیش نیاید

بازهم آغاز سال نو را صمیمانه به همه تبریک می گم و یک غزل ناب از حافظ را تقدیم می کنم .

گل در بر و می در کف و معشوق به کامست
سلطان جهانم به چنين روز غلامست

گوشم همه بر قول نی و نغمه چنگست
چشمم همه بر لعل لب و گردش جامست

در مذهب ما باده حلالست و ليکن
بی روی تو ای سرو گل اندام حرامست

گو شمع مياريد درین جمع که امشب
در مجلس ما ماه رخ دوست تمامست

از چاشنی قند مگو هيچ و ز شکر
ز آن رو که مرا ز لب شيرين تو کامست

تا گنج غمت در دل ويرانه مقيمست
همواره مرا کنج خرابات مقامست

از ننگ چه گويی که مرا نام ز ننگست
وز نام چه پرسی که مرا ننگ ز نامست

میخواره و سرگشته و رندیم و نظر باز
و آن کس که چو ما نيست دراين شهرکدامست

با محتسبم عيب مگوييد که اونيز
پيوسته چو ما در طلب شرب مدامست

حافظ منشين بی مـی و معشوق زمانی
که ايام گل و ياسمن و عيد صيامست

حاصل کار که کون و مکان اين همه نيست
باده پيش آر که اسباب جهان اين همه نيست

به اميد ديدار